نوار اعلان

ناموجودبادبادک باز اثر خالد حسینی

0
(از 1 خریدار)
0 دیدگاه

ناموجود

این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.

تگ‌های مرتبط

  • توضیحات
  • مشخصات
  • دیدگاه‌ها
  • پرسش‌ها

توضیحات

چاپ قدیمی و متن کامل با تخفیف ویژه

با اطمینان خرید کنید، کتابفروشی میم دارای نماد اعتماد از وزارت صنعت، معدن و تجارت می باشد.

مشخصات کتاب بادبادک باز

به قلم خالد حسینی

  • ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان زاده اردبیلی
  • چاپ سال ۱۳۸۹
  • انتشارات مروارید
  • قطع: رقعی
  • جلد: شومیز

دربارهٔ کتاب بادبادک باز :

ایزابل آلنده : «اثری شگفت انگیز ... این داستان از جنس آن داستان های فراموش نشدنی است که تا سال ها با شما خواهد ماند. این رمان استثنایی تمام درونمایه های مهم ادبیات و زندگی را دربر می گیرد: عشق ، افتخار، گناه ، ترس ، رستگاری . . . این کتاب برایم چنان تأثیرگذار بود که تا مدت ها هر چیزی که بعد از آن می خواندم بی روح به نظرم می رسید.

بادبادک باز اولین رمان افغانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده و داستانی تمام عیار را از خانواده ، عشق و دوستی نقل می کند که تا قبل از آن در ادبیات داستانی سابقه نداشته است . این رمان به همان اندازه که عاطفی و جذاب است بی اندازه استثنایی و تأثیر گذار می باشد.

«بوک پیج»

خالد حسینی در اولین رمان خود به نام «بادبادک باز» به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته اند نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی های سیاسی و فرهنگی افغانستان ، شخصیت هایی پویا می آفریند که تلاش های تأثر برانگیز و پیروزی های پر شورشان حتا مدت ها بعد از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می ماند و شاید تنها ایراد واقعی این رمان شگفت انگیز این باشد که خیلی زود تمام می شود.

«گیسل تو»

بخشی از کتاب بادبادک باز :

در سن دوازده سالگی به آدمی تبدیل شدم که حالا هستم، در روزی دلگیر و سرد در زمستان ۱۹۷۵. آن لحظه خوب به خاطر می آورم که پشت دیواری سست و گلی کز کرده بودم و دزدکی به کوچهٔ كنار مسیل یخ بسته نگاه میکردم. از ان روز زمان زیادی می گذرد، اما حالا متوجه شده ام این که میگویند گذشته فراموش میشود، چندان درست نیست. چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز میکند. حالا که به گذشته برمیگردم، می بینم بیست و شش سال آزگار است که دارم دزدکی به آن کوچه متروک نگاه می کنم.

روزی در تابستان سال گذشته، دوستم رحیم خان از پاکستان تلفن کرد. از من خواست به دیدنش بروم. همان طور که در آشپز خانه گوشی به دست ایستاده بودم، متوجه شدم این فقط رحیم خان نیست که از پشت تلفن با من حرف می زند، بلکه گذشتهٔ پر از گناه من هم هست که هنوز تقاص‌اش را پس نداده بودم. گوشی را که گذاشتم، برای قدم زدن به کنار دریاچه اسپرکلز در ضلع شمالی پارک گلدن گیت رفتم. آب دریاچه که ده - دوازده زورق ظریف روی آن شناور بودند و با نسیمی خنک به این سو و آن سو می لغزیدند، در آفتاب بعداز ظهر می درخشید. نگاهی به بالا انداختم و یک…

 

 

دیدگاه کاربرها

هنوز دیدگاهی منتشر نشده

اولین نفر دیدگاهتان را درباره این کالا بنویسید

پرسش و پاسخ

شما هم درباره این کالا سوال بپرسید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید;

کالاهایی که قبلا دیدید
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.

ثبت پرسش به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پاسخ به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پرسش به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پاسخ به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.