نوار اعلان
icon

کتابفروشی میم عمارلو

منتخب
100% رضایت خریداران
عملکرد عالی

کتابفروشی میم عمارلو

عضویت از سال ۱۳۸۸ قبل

عالی
عملکرد کلی فروشگاه
100%
بدون مرجوعی
100%
تعهد ارسال
100%
تامین به موقع

این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.

  • توضیحات
  • مشخصات
  • دیدگاه‌ها
  • پرسش‌ها

توضیحات

مردی در تبعید اثر نادر ابراهیمی

شاهکار نادر ابراهیمی _ تعداد کمی از صفحات کتاب زیر سطور با مداد مشکی خط کشیده شده است.

مشخصات کتاب رمان مردی در تبعید؛ داستان زندگی ملاصدرای شیرازی صدرالمتألهین به قلم استاد نادر ابراهیمی 

  • چاپ سال ۱۳۸۳
  • انتشارات روزبهان
  • تعداد صفحه ۲۶۵
  • قطع رقعی
  • جلد شومیز

بخشی از متن کتاب ( صفحه نخست ) مردی در تبعید به نویسندگی آقای نادر ابراهیمی

راه

- آقاخسته يیم و بیمار. تن دختر نو رسیده ام در تب می سوزد. شکایت نمی کنم، و تا این لحظه، میدانید که گلِه نیز نکرده ام. باشما بودن، چون شما صبور بودن را میطلبد؛ اما به خاطرتان میآورم که ماه هاست آواره ییم آقا! از هيج سو به هیچ سکونتگاهی راهی نیست؛ که اگر باشد هم مسدودش کرده اند. مگر شما، آقا، چه گفته يید و چه کرده یید که دشمنانِتان به چنین عذابی مهمان تان کرده اند؟

ـ بانو! زمانی که با زمانه ی خویش نساختی، و با مسند نشینان و امربران ایشان کنار نیامدی، و آنچه را که جاهلان میگویند، جاهلانه باز نگفتی، لأجرم به تبعید ابدی روح گرفتار خواهی شد - حتی اگر در کنج منزلی در شهری ساکن باشی؛ و اگر بر نپذیرفتن پای فشردی، آواره ات خواهند کرد، یا به زندانت خواهند انداخت و به دارت خواهند کشید. شرمگینم بانو، که این جنگ را من آغاز کرده ام، و سهمی عظیم از عذابش به تو می رسد و به این طفلكان معصوم.

- آقا! من اگر شريک در ذره یی از کوه دردهای شما نباشم، چگونه بستانکار سهمی از سربلندیهای شما باشم؟ من ، تنها، حیرتم را نشان دادم، و به صراحت از اینکه اگر چنین کنند که تا به حال کرده اند، بی شک کویرکش مان خواهند کرد، باشماسخن گفتم.

ـ نه «بی شک»، بانوى من، بل شاید کویرکش مان کنند؛ و نه آنها، که اراده ی خداوند، شاید بر این تعلق بگیرد یا گرفته باشد.

ملامحمّد، به زمزمه یی آهنگین افزود: خداکشتی آن جا که خواهد برد، اگر خدا جامه بر تن درد.

ملأمحمد، صدای شیرینی داشت و زمزمه اش به دل می نشست، و کلامش هم عابر همین رهگذر بود که طلاب را آنگونه خوش می آمد؛ اما بانو بیش از آن خسته بود که در آن را پُر غبار به صورت بی نهایت، دلبسته ی زمزمه یی شود.

ـ در حیرتم که چگونه مردی چون شما که چنان پُرشور از «اختیار» سخن می گفت، حال، به جبر مطلق رسیده است. آیا این شرایط دشوار فرا اراده ی آدمی نیست که آدمی را چنین به قبول بی اختیارئ وادار میکند؟ ملاً محمد لبخند زد.

دیدگاه کاربرها

هنوز دیدگاهی منتشر نشده

اولین نفر دیدگاهتان را درباره این کالا بنویسید

پرسش و پاسخ

شما هم درباره این کالا سوال بپرسید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید;

شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.

ثبت پرسش به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پاسخ به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پرسش به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.

ثبت پاسخ به معنی موافقت با قوانین انتشار پارس‌کالا است.